
همهش از این میترسیدم که اشتباهی کرده باشم یا ناخودآگاه کاری کرده باشم که باعث تموم شدن رابطهم باشه و یکجایی تراپیستم ازم پرسید چی باعث شد این موضوعی که خودت باهاش کنار نیومده باشی رو بهش بگی؟ و گفتم عذاب وجدان و شرمی که از بابتش داشتم و دلم میخواست اعتراف کنم تا شاید کسی بهم بگه نه اوکیه، اشتباه نکردی و من کمی از عذاب وجدانم کمتر شه. و بعد از گفتنش تراپیستم گفت چرا اینقد از اشتباه میترسی؟ این مسئله در روند تراپی میتونه اثر گذار باشه.
میدونی، من از اشتباه کردن وحشت دارم، الان حال ندارم دلیلشو بشکافم ولی چیزی که میخوام بگم این نیست که با گفتن این موضوع اشتباه کردم و باعث تموم شدن رابطه بشم، قضیه این نیست، اصلا این کار فکر نمیکنم اشتباه باشه، موضوع اینه بفهمم وقتی احساس گناه یا اصلا احساس و فکر اشتباه بودن دارم یا عذاب وجدان دارم توی رابطه یا بیرون چجور رفتار میکنم یا چرا احساس فشار میکردم و حس میکردم انگار یک گناهی کردم که باید اعتراف کنم؟
ولی حالا، من چرا از اشتباه اینقدر میترسم؟
برچسب:
نویسنده: ماهان نیکفر