
هشتصد و بیست و نه یک قسمتی از تراپی هست که با مشاهده کردن یکسری چیزها ناخودآگاه تغییر توی اون زمینه ابتدا میشه، یعنی برای من اینجوری بود. و جای دیگری بود مهمتر؛ وقتی میبینی مدتهاست چیزی تغییر نمیکنه، یعنی دیدم و پرسیدم خب اینو چجور تغییر بدم؟ وقتی تلاش میکنی برای تغییر دادن چیزی، اونجاست که یهو متوجه میشی راستش اینجا احتمالا باید یک مسئولیت بهروزی بپذیری، از یک نقشی خارج شی، یکچیزی رو که برات آشنا بود و اون حس آشنا تورو اونجا نگه میداشت، باید عوض شه، احتمالا باید وارد یک چیز ناآشن...
ادامه مطلب
نجات دهنده خوابه.حال خوشی ندارم، دست از سر ما بردار.هشتصد و بیستیه جای آهنگه میگه " یهجوری میخوامت میکنم شهرو خبردار" و فکر میکنم باید اینجوری باشه....
ادامه مطلب
نجات دهنده خوابه.حال خوشی ندارم، دست از سر ما بردار.هشتصد و بیست و یکهمهش از این میترسیدم که اشتباهی کرده باشم یا ناخودآگاه کاری کرده باشم که باعث تموم شدن رابطهم باشه و یکجایی تراپیستم ازم پرسید چی باعث شد این موضوعی که خودت باهاش کنار نیومده باشی رو بهش بگی؟ و گفتم عذاب وجدان و شرمی که از بابتش داشتم و دلم میخواست اعتراف کنم تا شاید کسی بهم بگه نه اوکیه، اشتباه نکردی و من کمی از عذاب وجدانم کمتر شه. و بعد از گفتنش تراپیستم گفت چرا اینقد از اشتباه میترسی؟ این مسئله در روند تراپی میتونه ا...
ادامه مطلب
نجات دهنده خوابه.حال خوشی ندارم، دست از سر ما بردار.هشتصد و بیست و دوطبق معمول، بچگی نکرده، نوجوونی، همینطور جوونی نکرده. 27 سالگی توی کل دنیا چه شکلیه؟ بگید حداقل سعی کنم یه سنی ازم اون شکلی باشه....
ادامه مطلب
نجات دهنده خوابه.حال خوشی ندارم، دست از سر ما بردار.هشتصد و بیست و سهراجع به تغییر میخوام بنویسم....
ادامه مطلب
نجات دهنده خوابه.حال خوشی ندارم، دست از سر ما بردار.هشتصد و بیست و چهاردیشب تراپیستم ازم پرسید چه رفتاری داری که فکر میکنی مردها از اون رفتار در تو خوششون نمیآد؟ کمی قفل کردم و داشتم دنبال رفتار میگشتم و گفت چرا داری زور میزنی یه رفتاری پیدا کنی؟ مطمئنی داری؟ و گفتم اینکه محتاج عشقم، محتاج دوست داشتنم و سفت و سخت دست میندازم تا اون دوست داشتن رو نگه دارم، تا همیشه دوست داشته بشم و به خاطر این ضعیف و آسیبپذیر میشم....
ادامه مطلب
نجات دهنده خوابه.حال خوشی ندارم، دست از سر ما بردار.هشتصد و بیست و پنجچرا رفتی واقعا؟ ...
ادامه مطلب
نجات دهنده خوابه.حال خوشی ندارم، دست از سر ما بردار.هشتصد و بیست و ششخدایا راستش فکر میکنم تنها جوری که ممکنه همه این چیزها جبران شه، اینه که اینرو برام کنار گذاشته باشی، نه یک چیز معمولی....
ادامه مطلب